X
تبلیغات
هم صحبت

هم صحبت

هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست

مصباح شمعي است ... که سخت مرا ياد بهشتي مي اندازد.


و وقتي خدا داشت ياران را تقسيم مي کرد اين گونه خواست که:

عمار براي علي (ع)!

مطهري براي روح الله (س)!

و مصباح اما! براي سيد علي!

 

و من دوست دارم افسر سپاهي باشم که اول تو در راه سيد علي جانت را بگذاري و بعد ما پشت سرت بياييم ... اول تو سرت از تنت جدا شود در راه مولا ... و بعد ما! اول تو آبرويت را بگذاري و بعد ما!

سخت است گذشتن از آبرو و سخت است شمع بودن و سوختن ... جز براي آنان که به اين سخن خدا ايمان دارند که: "فلله العزة جميعا"

 


و گاهي بايد شمع بود و سوخت ...

و مصباح شمعي است ... که سخت مرا ياد بهشتي مي اندازد.

مصباح ... بهشتي دوران ماست ... مظلوم دوران!

 

و درست به همین خاطر است که مصباح در قلبم با "آه" همراه شده  ...

حالا هر وقت مي گويم مصباح ... همراهش "آه"ي است ... که مظلوميت بهشتي را فرياد مي زند ...

و عاشقانه نوشتن برايت دلنشين است ... چرا که اينجا قلبي معناي دوستي را از اعماق وجود فرياد مي زند.

مصباح! آه مصباح!

از اينجا که ما سخت دلمان برايتان تنگ است ... سلام بر تو ...

سلام بر تو اي مصباح!

سلام بر تو!


برچسب‌ها: آیت الله مصباح
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1392ساعت 15:19  توسط سید علی مرندی  | 

من و تو ، ارمیا ، خوانندگی زنان و رهبر انقلاب

چگونه اسلام را به بهترین وجه تخریب کنیم؟


مرحوم دکتر علی شریعتی می گوید: اگر می خواهی تفکری را خراب کنی، از آن بد دفاع کن.


متاسفانه امروز یکی از سایت های به اصطلاح حزب اللهی را دیدم که باز به همین شیوه به تخریب اسلام و انقلاب می پردازد در این مورد خاص حقیقتا بیشترین احتمالی که می دهم این است که فردی در لباس بسیجی کمر به نابود کردن اسلام و انقلاب کرده و از این طریق می خواهد اسلام را بد نام کند نه این که از روی جهالت باشد بلکه کاملا عامدانه است.


داستان به شرح زیر است:

دیدم در سایتی که خود را حزب اللهی می خواند.

زنان را ناقص العقل خوانده است ... و آنچنان غیر منطقی همه زنان را ناقص العقل می داند و به سخن امام علی (ع) اشاره می کند که هر زن و بلکه هر مردی مسلمان و آزاده ای را به واکنش بر می انگیزد سطح استدلال آنقدر سخیف است که حتی اگر کسی هم بخواهد بگوید زنان ناقص العقلند با این مثال مبتذل نمی تواند آن را بگوید:

جریان اینجاست که دختر باحجابی در برنامه «آکادمی موسیقی گوگوش» (که از شبکه ماهواره ای من و تو پخش می شود) آواز خوانی می کند.

به گفته نویسنده سایت وقتی به او گفته میشود که چرا حجابت را از سرت بر نمیداری،در جواب میگوید:"من به اسلام و شریعتش معتقدم!!"

در ادامه نویسنده به اصطلاح حزب اللهی می گوید:

«البته شکی نیست که شبکه من و تو نیز دست بر روی همین معضل عجیب ،یعنی منگولیسم دینی گذاشته است و با انتخاب یک زن ناقص العقل محجبه این گونه وانمود می کند که مرزی بین شریعت و محرمات وجود ندارد.»

و در ادامه حدیثی منسوب به امام علی (ع) را می آورد که:

امام علی(ع):

  «معاشر الناس ان النساء نواقص الایمان نواقص الحظوظ نواقص العقول»

زنان ناقص العقلند.


این مطلب را اینجا می توانید ببینید.


چنان مخاطبین سایتش را به واکنش وا داشته است که در برخی از کامنت ها سخن ها بر ضد اسلام است اما نکته جالب اینجاست که کامنت بنده در دفاع از اسلام را منتشر نمی کند.

حال آنکه در کامنت کاملا محترمانه صحبت کرده بودم و خیلی علمی توضیح داده بودم که نظر نویسنده از نظر اسلامی باطل است.

به هر حال جالب است کامنت هایی که اسلام را "عقاید عرب های جاهلی" می خواند تایید می شود اما نظر من در دفاع از اسلام منتشر نمی شود.


این بار با لحنی تند کامنت را بازنویسی کرده ام ... که در اینجا متن کامنت را که خطاب به نویسنده سایت است منتشر می کنم:


در نقد ناقص العقل بودن زنان:

1- پرسیدم اگر میگویی زنان ناقص العقلند مگر حضرت صدیقه طاهره (س) جزو زنان نیستند؟

پرسیدم مگر این حدیث با این برداشت شما بر ضد صریح آیات قرآن نیست؟ و مگر نمی دانیم هر حدیثی که بر ضد آیات قرآن باشد طبق فرمایش معصومین (ع) باید به دیوار بکوبیم و به آن توجه نکنیم.

پرسیدم آیا میدانید این حدیث "مرسل" است یعنی واسطه میان حدیث و معصوم معلوم نیست.

پرسیدم مگر نمی دانید به هر حال در صورت معتبر بودن حدیث هم ...  آن سخنان را مربوط به عایشه می دانند و می گویند حضرت چون نمی خواسته اسم عایشه را ببرد این طور صحبت کرده و منظور امام علی، شخص عایشه بوده است و نه کس دیگری. که از طریق «قرینه های لبی» این مشخص می شود.


در نقد حرام بودن خوانندگی زنان:

پرسیدم فارق از مخدوش بودن حدیث فوق چه کسی گفته است خوانندگی زنان حرام است؟ تو که خودت را اینقدر منافقانه به رهبر انقلاب نسبت می دهی مگر نمی دانی ایشان خوانندگی زنان را فی النفسه دارای اشکالی نیست:

امام خامنه ای:

س 1143: خواندن به صورت غنا توسط هر یك از مرد یا زن چه از طریق نوار كاست باشد و یا از طریق رادیو و چه همراه موسیقى باشد و یا نباشد، چه حكمى دارد؟

غنا حرام است و خواندن به صورت غنا و گوش دادن به آن جایز نیست اعم از اینكه توسط مرد باشد یا زن و بطور مستقیم باشد یا از طریق نوار و همراه با نواختن آلات لهو باشد یا نه.

http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?uid=8&tid=5


در نقد شیوه استدلال:

این مطلب که شما نوشتی نهایتش در صورت صحت می توانست مطابق این آیه قرآن باشد که «نومن ببعض و نکفر ببعض» یعنی به قسمت هایی از دین ایمان می آورند برخی دیگر را انکار می کنند.

این مطلب چه ربطی به ناقص العقل بودن زنان داشت؟

پرسیدم مگر بسیاری از مردان ریش خود را نمی تراشند که از نظر مراجع تقلید حرام است چرا مردان ناقص العقل نیستند؟! حال آن که تعداد مردان ریش تراشیده به مراتب از زنان خواننده بیشتر است!

کدام بخش استدلالت اندکی از منطق را داشت چقدر با اسلام آشنایی؟


اما جالب است به تفسیر امام خامنه ای از این حدیث منسوب به امیر مومنان توجه کنید:

 سؤال اوّل يك سؤال فقهى‌-اجتماعى است. البته سؤالى هم هست كه ممكن است ميانه‌ى ما و خانم‌ها را به هم بزند. آيا زن مى‌تواند قاضى و مجتهد بشود؟ اگر نه، چرا؟ و طبق حديث «زن ناقص‌العقل است»، آيا با آزادى زن منافات ندارد؟
اوّلاً اين كسى كه اين سؤال را كرده، خيلى بى‌سليقگى كرده. اين حرف اوّل. توى اين همه سؤال، توى اين همه حرفِ لازم، يك‌هو چسبيده به اين كه زن مى‌تواند قاضى بشود يا نه؟ خب، حالا بفرمائيد ببينم توى اين خانم‌هاى تحصيل‌كرده، تحصيلات حقوق عاليه كى دارد كه برود قاضى بشود؟ توأم با عدالت كامل كه شرط قاضى است، كى دارد؟ يك وقت شما پنجاه تا زن تحصيل‌كرده‌ى حقوق‌دان داراى شرائط ديگرِ قاضى آن‌جا قطار داريد، رديف كرده، بعد مى‌پرسيد آقا اين‌ها چرا نمى‌توانند قاضى بشوند؟ خب، اين يك جاى سؤال [دارد]. بنده هم جوابش را مى‌دهم، اما وقتى چنين چيزى زمينه ندارد، موضوع ندارد، اين چه سؤالى است كه اين‌طور اين سؤال‌كننده‌ى عزيز ما بى‌سليقگى به خرج دادند اين را مطرح كردند.
اما در عين ‌حال، به قول اميرالمؤمنين «[اما بعد] فَلَكَ حَقُّ الْمَسْألَةِ» سؤال كرديد، بنده بايد جوابش را به‌هرحال بدهم. اگر هم وقت گرفته مى‌شود، به گردن آن برادر يا خواهرى كه اين سؤال را به من داده. نه آقا. زن قاضى و مجتهد نمى‌تواند بشود. هر مردى هم قاضى و مجتهد نمى‌تواند بشود. مجتهد چرا، مرجع تقليد نمى‌تواند بشود. مجتهد يعنى كسى كه درس خوانده قدرت استنباط پيدا كرده، اين چه مرد، چه زن اشكالى هم ندارد برود بشود، اما مرجع تقليد نمى‌تواند بشود. يعنى ديگران از او تقليد نمى‌توانند بكنند. هر مردى هم نمى‌تواند بشود. قاضى چندين شرط دارد. مرجع تقليد چندين شرط دارد. صدى هشتاد نود مردها هم اين شرط‌ها را ندارند، صدى نودوپنج هم ندارند. اما اگر جائى فرض كرديم كه كسانى اين شرائط را داشته باشند، اما جزو خانم‌ها و زن‌ها باشند، آن وقت نمى‌شود. چرا؟ ها. نكته‌اش [نامفهوم‌] در يك كلمه‌ى كوتاه عرض مى‌كنم.
نكته‌ى اين حكم الهى اين است كه قضاوت، يك منصبى است كه احتياج دارد به اين كه انسان خشك و قاطع باشد. خشك بودن و تحت تأثير عواطف قرار نگرفتن، چيزى است كه به طور معمول زن‌ها اين را ندارند و اين نقطه‌ى قوت زن است نه نقطه‌ى ضعف زن. اين را توجه داشته باشيم. زن اگر عواطفش جوشان و احساساتش پرخروش نباشد، عيب است. كمال زن در غلبه‌ى عواطف اوست و اين به دليل اين است كه شغل اوّل زن تربيت فرزند است. نمى‌گوئيم شغل ديگر نداشته باشد، داشته باشد. مى‌تواند، هيچ مانعى ندارد داشته باشد. اسلام مانع نيست، اما اوّلين و اساسى‌ترين و پراهميت‌ترين شغل زن، مادرى است. اگر رئيس جمهور هم بشود، اهميتش به قدر اهميت مادرى نيست. من اگر بتوانم تشريح كنم، وقت مى‌بود و مى‌گفتم كه مادر بودن چقدر اهميت دارد؛ يك مادر خوب بودن، قبول مى‌كرديد كه از رياست جمهورى هم بالاتر است اهميت و ارزشش. براى اين كار عاطفه لازم است. خدا اين موجود را با اين عواطف خروشان آفريده تا مادرى لنگ نماند. اگر مادرى لنگ بماند، نسل انسان منقطع مى‌شود. يا انسان‌هائى كه به جامعه وارد مى‌شوند، انسان‌هاى كامل و درست و حسابى و معتدلى نخواهند بود. براى اين منظور خلق شده. حالا شما مى‌خواهيد اين موجودى كه خدا براى خاطر همين موضوع او را عاطفى آفريده، بگذاريد در رأس يك شغلى كه بى عاطفه‌گى مى‌خواهد؟ قاطعيت و خشونت مى‌خواهد؟ خشك بودن مى‌خواهد؟ اين را خداى متعال قبول ندارد. مجتهد جامع‌الشرائطى كه مرجع تقليد مى‌شود نيز همين‌طور. مرجع تقليد بايد تحت تأثير هيچ احساس و عاطفه‌اى قرار نگيرد و اين چيزى است كه به طور متوسط و معمول در مردها بيشتر است از زن‌ها به اين دليل.
اما آنى كه گفتند زن ناقص‌العقل است، اين نخواستند بگويند كه زن خداى نكرده قوه‌ى ادراك ندارد، هرگز. بسيارى از زنان از بسيارى از مردان سطح شعور و دركشان به مراتب بالاتر است؛ نه يك ذره دو ذره. من در تفسير اين جمله در نهج‌البلاغه يك بيانى كردم كه اين بعد هم منتشر شده. شايد هم شماها بعضيتان ديده باشيد. دو احتمال درباره‌ى اين هست كه يكى از اين دو احتمال را من اين‌جا ذكر مى‌كنم و آن اين است كه نظر اميرالمؤمنين در «هن ناقصات العقول‌[ان النساء نواقص الايمان نواقص الحظوظ نواقص العقول/128نهج‌البلاغه/ خطبه 80]» به طبيعت زن نيست، بلكه به زنى است كه تحت تأثير فرهنگ ستم‌آلود تمام طول تاريخ كه نسبت به زنان اين فرهنگ، هميشه توأم با ظلم و ستم بوده، ناقص بار آمده. در زمان اميرالمؤمنين زن در همه‌ى جوامع بشرى، نه فقط در ميان عرب‌ها، مظلوم بود. نه مى‌گذاشتند درس بخواند، نه مى‌گذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل سياسى تبحر پيدا كند. نه ممكن بود در ميدان‌هاى...[انفجار بمب]


پ.ن:

این که شبکه من و تو شبکه ای است که فرهنگ ما را نشانه رفته است حرف صحیحی است که در جای خودش جای بحث دارد اما اینجا بحث سر چیز دیگری است. 

این هم که حجاب خواننده خانم واقعا اسلامی است؟ یک بحث دیگر است. این هم که واقعا هیچ کدام از آهنگ هایی که خوانده غنا نبوده یک چیز دیگری است! این هم که آیا حرکات ریتمیک همراه خوانندگی واقعا با دستورات خداوند منافاتی ندارد اصلا مورد بررسی پست من نیست کما این که حتی یک قسمت از برنامه آکادمی موسیقی را هم ندیده ام.

خلاصه این که بحثم این چیز ها نبوده ... بحث چیز دیگری بود.


برچسب‌ها: من و تو, آکادمی موسیقی گوگوش, ناقص العقل
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 17:53  توسط سید علی مرندی  | 

در نقد «آرگو» و دفاع از «جدایی نادر از سیمین»

1- هر چند اصغر فرهادی کارگردان مورد علاقه ام نیست و انتقاداتی جدی به او دارم اما باید اعتراف کنم «جدایی نادر از سیمین» یک فیلم واقعا قوی و خوب است و در میان فیلم های موردعلاقه ام قرار می گیرد.


2- اما بر عکسِ «جدایی ...» ، «آرگو» فیلمی واقعا ضعیف است فیلمی که واقعا شایسته  تکریم نیست. اساسا با مفهوم ضد ایرانی فیلم کاری ندارم و فقط از نظر هنری می گویم که فیلم آنقدر ضعیف بود که من را پای فیلم ننشاند. 

حالا آرگو جایزه «اسکار» بهترین فیلم را می گیرد؛ نمی خواهم بگویم «اسکار» بر مبنایی کاملا سیاسی اعطا می‌شود اما به این سخن اعتقاد دارم که اسکار یقینا جایزه ای سیاسی- فرهنگی است و واقعا بر این عقیده ام که این جایزه ها نه تنها خالی از اغراض سیاسی نیستند بلکه حتی گاهی اغراض سیاسی بر جنبه هنری آنان غلبه پیدا می کنند.
واضح بگویم خیلی بعید می دانم اگر اصغر فرهادی چند سخن سیاسی را بر زبان نمی راند اسکار می گرفت.


3- اما تمام نکته ای که در این جا می خواهم بگویم این است: اسکاری که آنقدر جنبه های سیاسی بر آن غلبه پیدا کرده روا نیست در دستان هیچ ایرانی قرار بگیرد. سخن از بی ارزشی فیلم های ایرانی نیست بر عکس اتفاقا فیلم ایرانی را آنقدر با ارزش می دانم که اسکار لیاقت آن را ندارد.

4- بعد از جایزه گرفتن «آرگو» آن گونه که من در فضای مجازی دیدم بسیاری به سیاسی بودن اسکار آرگو اشاره می کنند اما مهم این است که ما در ضمن بیان عقایدمان در مورد سیاسی بودن جایزه اسکار به این نکته نیز توجه داشته باشیم که: عده ای از روی دوست داشتن میهنشان به اسکار گرفتن یک ایرانی افتخار می کردند و این خود شایسته احترام است که دوست دارند موفقیت کشورشان را ببینند.

5- این را هم بگویم که به همان اندازه که از جدایی خوشم می آید به برخی رفتار‌های اصغر فرهادی انتقاد دارم و معتقدم اسکار به خاطر شخصیت خاص اصغر فرهادی و صحبت های جنجالیش به او تعلق گرفت و نه فیلم جدایی نادر از سیمین.

نمی دانم شاید به خاطر برخی کار ها اسکار حق اصغر فرهادی باشد اما یقینا اسکار حقیر تر از آن است که در دستان کسی چون «ابراهیم حاتمی کیا» قرار بگیرد.


پ. ن:

نگران نباشیم ... با این افتضاح اخیر روزی را می بینم که اسکار مجبور خواهد شد برای کسب آبرو به فیلمی مستقل اسکار دهد آن روز اما اگر فیلمسازِ مستقل برای اسکار ارزشی قائل نباشد به خطا نرفته است.



برچسب‌ها: اسکار, اصغر فرهادی, جدایی نادر از سیمین, آرگو
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1391ساعت 10:21  توسط سید علی مرندی  | 

کوتاه درباره فیلم های جشنواره فجر

فیلم هایی که  تا کنون در جشنواره امسال فجر دیده ام: (این پست به مرور زمان تکمیل می شود ...)


۱-زیبا‌تر از زندگی 


کارگردان: انسیه شاه محمدی

بازیگران: سید حامد کمیلی، محمود پاک‌نیت، مهوش صبرکن، قربان نجفی، سید جواد طاهری، حسین کلانتر


فیلم در چند کلمه:

فیلم زندگی شهید علم الهدی، ضعیف و شعار زده

ارزش فیلم (از چهار ستاره):



۲-خسته نباشید


کارگردان: محسن قرایی 
بازیگران: غوغا بیات، جلال فاطمی، حسام محمودی، فرزاد باقری و رویا افشار


فیلم در چند کلمه:

طنز  قوی، کارگردانی و بازیگری تحسین برانگیز (قوی ترین فیلمی که تا به حال در جشنواره دیده ام.)

ارزش فیلم (از چهار ستاره):



۳-کلاس هنرپیشگی


کارگردان: علیرضا داوودنژاد 
بازیگران: احترام‌سادات حبيبيان، محمدرضا داودنژاد، رضا داودنژاد، كبري حسن‌زاده، زهرا داودنژاد، اقدس سعادت رضائي، فاطمه داودنژاد و ...


فیلم در چند کلمه:

غر و داد و بیداد و اعصاب خوردی، داستان ضعیف، بازیگری نسبتا خوب نقش "علی"

ارزش فیلم (از چهار ستاره):

 


 

۴-آفتاب، مهتاب، زمین

کارگردان: علی قوی‌تن 
بازیگران: علی قوی‌تن، صدف بهشتی، مهسا معرفتی، حسین محمدیان، شادی محمدپور، محمود مرتضائی، توحید رستمی و دنیا نجفی


فیلم در چند کلمه:

دغدغه ای خوب، داستانی بی کشش، بازیگری معمولی، نتیجه ای ضعیف

ارزش فیلم (از چهار ستاره):


 

 
۵-حوض نقاشی

کارگردان: مازیار میری 
بازیگران: سید شهاب حسینی ، نگار جواهریان ، فرشته صدرعرفایی، سیامک احصایی و بازیگر کودک سپهرراد فرزامی

فیلم در چند کلمه:

ایده جالب با بازیگری نسبتا خوب، فیلمی تاثیر گذار و خانواده محور دارای مفاهیمی ارزشمند و البته با چند تیکه سیاسی بر فیلم لطمه وارد کرده.

ارزش فیلم (از چهار ستاره):

 

۶-تنهای تنهای تنها

کارگردان: احسان عبدی‌پور
بازیگران: میثم فرهومند، آرمان هوانسیان، ابراهیم تمهید، عباس جوادی، آنا پانوسیان، تیگران خزمالیان، عباس باک، حسین قفلی، محسن مکاری و غلامرضا فرح زاده

فیلم در چند کلمه:

در یک کلام: شاهکار

ارزش فیلم (از چهار ستاره):

 

۷-چه خوب که برگشتی

کارگردان: داریوش مهرجویی
بازیگران: حامد بهداد، مهناز افشار، رضا عطاران، همایون ارشادی، علیرضا جعفری، علی اصغر طبسی، راضیه فرجی، محمد کارت، محسن بشیر، عرشیا توفیقی ،اکبر نیری، محمد ثانی ، قربان خدادوست و... با حضور رویاتیموریان و حسن پورشیرازی.

فیلم در چند کلمه:

شلوغ، بدون فیلم نامه، پر از نگاه روشنفکرانه، اگر با نمکی عطاران نبود فیلم را با یک من عسل هم نمی شد خورد.

ارزش فیلم (از چهار ستاره):

 

۸-عقاب صحرا

کارگردان: مهرداد خوشبخت
بازیگران: کیکاوس یاکیده، روناک یونسی، علیرضا کمالی‌نژاد، شهرزاد کمال زاده، حسین سلیمانی، افشین نخعی، محمد ربانی، انوشیروان ارجمند، رضا سروی، امیرارسلان سیدی، امیرحسین میرشمسی و حبیب دهقان‌نسب

فیلم در چند کلمه:

فیلمی تاریخی- مذهبی، ضعیف

ارزش فیلم (از چهار ستاره):

 

ادامه دارد ...


منتظر نقد این فیلم ها باشید در همین وبلاگ باشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 10:17  توسط سید علی مرندی  | 

مگر می شود “دل” را قالب بندی کرد؟!

حاشیه نویسی شب دهم محرم "هیئت میثاق با شهدا"


راستش اصلا قرار نبود حاشیه نویسی امشب را انجام دهم، اما نمی دانم چه شد و چگونه قسمت شد که شب عاشورا را من حاشیه نویسی کنم.

اصلا اسیر قالب و کلیشه شدن، آن هم برای هیئت امام حسین روانیست… بیایید این یک شب تمام قالب بندی ها و استاندارد های اتو کشیده حاشیه نویسی را بی خیال شویم … امشب شب دل است … و مگر می شود “دل” را قالب بندی کرد؟!

 

۱۵ دقیقه قبل از شروع  سخنرانی به هیئت رسیده بودم که فهمیدم مسجد و مقبره شهدا کامل پر شده و حتی در زیر داربست ها هم کیپ تا کیپ مردم نشسته بودند و جا نبود.
همین طور دنبال جا می گشتم که پیر مردی در میانه ها اشاره کرد بیایم کنارش بنشینم. وقتی پهلویش نشستم فهمیدم واقعا جا نبوده و این بندگان خدا از جای خودشان زده اند و به من داده اند همین طور در این فکر ها بودم که دیدم لطف پیرمرد بیشتر از این حرف هاست و برای این که من شرمنده نشوم گفت: “چه قدر خوب که شما آمدی! در این سرما کنار هم که بنشینیم بیشتر گرم می شویم.” لطافت کلام و مهربانی لحنش از قلبی رئوف و مهربان و حسینی خبر می داد … و وقتی روضه شروع شد فهمیدم درست فهمیده بودم مرد اهل دلی بود.
مسئولین برگزاری هیئت که فکر نمی کردند چنین جمعیتی بیاید  متوجه شدند علاوه بر مقبره شهدا برای بیرون هم باید پروژکتور بیاورند که مردم بتوانند سخنران را ببینند البته تا میانه های سخنرانی تلاش هایی شد که البته به ثمر ننشست و مردم به “نوای” سخنران گوش می دادند و بی خیال “نمای” سخنران شدند.

ما اهل کوفه نیستیم
حتی اگر هجده هزار نامه کوفیان در شکایت از دوری حسین را دیدی و حتی اگر ناله و شیون کوفیان در فراق حسین را شنیدی بدان آنان که مسلم را تنها گذاشتند آنان که نایب حسین را تنها گذاشتند؛ حسین را هم تنها خواهند گذاشت.
روضه و واحد و سینه زنی … بچه ها حالا منتظر مداحی سیاسی هیئت بودند … پر شور و حال ترین قسمت هیئت اینجاست چرا که حالا خودت در میانه میدانی و عاشورایی که در همان لحظه ات جاریست را باید دریابی! جای که حس می کنی که اگر در زمان حسین نبودی که یاریش کنی … حالا باید که حسین زمان را یاری کنی.
و داستان کربلا این است که بدانی وقتی حسین نیست، “مسلم” ولی امر است و اگر کسی در هیئت حسین درس ولی شناسی نگرفت کجا باید آن را بیاموزد؟! و این گونه بود که  شب عاشورا ما پیوند خورد به نوحه میثم که از “ولی امر”  می خواند  ما هم بلند تر با او می خواندیم:

” رهبر من طلایه دار لاله هایی      خمینی زمان مایی، خمینی زمان مایی”

سکوت شب هیئت

هنگام برگشتن از هیئت و در سكوت شب، زمین از اشک های آسمان خیس شده بود و در همان حال برگ های بر زمین ریخته ی  درخت ها،  فضای عاشقانه ی شب عاشورا را تکمیل کرده بود … گویا آسمان گریه کرده بود و درخت از روضه حسین پیر و فتوت و شکسته شده بود.
صدای برگ ها زیر پاهایم حس عرفانی هیئت را به اوج می رساند. گویا طبیعت هم با مجلس حسین همراه بود و برگ ریزان کرده بود و کل عالم “حسین حسین” می گفت.
 و خدا را چه می دانی شاید اگر گوش شنوا داشتی هر روز از برگ ها روضه حسین می شنیدی.
هنگام رسیدن به محل پارک خودرو یکی از بچه های دانشگاه را دیدم که در چند صد متری هیئت، خودرو ها را راهنمایی می کرد. راستش خیلی بزرگی می خواهد این کار ها. نمی دانم چه قدر باید خلوص داشت که شب عاشورا به جای هیئت و آن شور و حال خادمی باشی دور از هیئت و دلت پر بکشد برای هیئت اما نباشی.

و امشب هم با این آرزو تمام شد که : “مکن ای صبح طلوع”





برچسب‌ها: هيئت ميثاق با شهدا, ميثم مطيعي, عاشورا
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1391ساعت 20:45  توسط سید علی مرندی  |