چگونه اسلام را به بهترین وجه تخریب کنیم؟
مرحوم دکتر علی شریعتی می گوید: اگر می خواهی تفکری را خراب کنی، از آن بد دفاع کن.
متاسفانه امروز یکی از سایت های به اصطلاح حزب اللهی را دیدم که باز به همین شیوه به تخریب اسلام و انقلاب می پردازد در این مورد خاص حقیقتا بیشترین احتمالی که می دهم این است که فردی در لباس بسیجی کمر به نابود کردن اسلام و انقلاب کرده و از این طریق می خواهد اسلام را بد نام کند نه این که از روی جهالت باشد بلکه کاملا عامدانه است.
داستان به شرح زیر است:
دیدم در سایتی که خود را حزب اللهی می خواند.
زنان را ناقص العقل خوانده است ... و آنچنان غیر منطقی همه زنان را ناقص العقل می داند و به سخن امام علی (ع) اشاره می کند که هر زن و بلکه هر مردی مسلمان و آزاده ای را به واکنش بر می انگیزد سطح استدلال آنقدر سخیف است که حتی اگر کسی هم بخواهد بگوید زنان ناقص العقلند با این مثال مبتذل نمی تواند آن را بگوید:
جریان اینجاست که دختر باحجابی در برنامه «آکادمی موسیقی گوگوش» (که از شبکه ماهواره ای من و تو پخش می شود) آواز خوانی می کند.
به گفته نویسنده سایت وقتی به او گفته میشود که چرا حجابت را از سرت بر نمیداری،در جواب میگوید:"من به اسلام و شریعتش معتقدم!!"
در ادامه نویسنده به اصطلاح حزب اللهی می گوید:
«البته شکی نیست که شبکه من و تو نیز دست بر روی همین معضل عجیب ،یعنی منگولیسم دینی گذاشته است و با انتخاب یک زن ناقص العقل محجبه این گونه وانمود می کند که مرزی بین شریعت و محرمات وجود ندارد.»
و در ادامه حدیثی منسوب به امام علی (ع) را می آورد که:
امام علی(ع):
«معاشر الناس ان النساء نواقص الایمان نواقص الحظوظ نواقص العقول»
زنان ناقص العقلند.
این مطلب را اینجا می توانید ببینید.
چنان مخاطبین سایتش را به واکنش وا داشته است که در برخی از کامنت ها سخن ها بر ضد اسلام است اما نکته جالب اینجاست که کامنت بنده در دفاع از اسلام را منتشر نمی کند.
حال آنکه در کامنت کاملا محترمانه صحبت کرده بودم و خیلی علمی توضیح داده بودم که نظر نویسنده از نظر اسلامی باطل است.
به هر حال جالب است کامنت هایی که اسلام را "عقاید عرب های جاهلی" می خواند تایید می شود اما نظر من در دفاع از اسلام منتشر نمی شود.
این بار با لحنی تند کامنت را بازنویسی کرده ام ... که در اینجا متن کامنت را که خطاب به نویسنده سایت است منتشر می کنم:
در نقد ناقص العقل بودن زنان:
1- پرسیدم اگر میگویی زنان ناقص العقلند مگر حضرت صدیقه طاهره (س) جزو زنان نیستند؟
پرسیدم مگر این حدیث با این برداشت شما بر ضد صریح آیات قرآن نیست؟ و مگر نمی دانیم هر حدیثی که بر ضد آیات قرآن باشد طبق فرمایش معصومین (ع) باید به دیوار بکوبیم و به آن توجه نکنیم.
پرسیدم آیا میدانید این حدیث "مرسل" است یعنی واسطه میان حدیث و معصوم معلوم نیست.
پرسیدم مگر نمی دانید به هر حال در صورت معتبر بودن حدیث هم ... آن سخنان را مربوط به عایشه می دانند و می گویند حضرت چون نمی خواسته اسم عایشه را ببرد این طور صحبت کرده و منظور امام علی، شخص عایشه بوده است و نه کس دیگری. که از طریق «قرینه های لبی» این مشخص می شود.
در نقد حرام بودن خوانندگی زنان:
پرسیدم فارق از مخدوش بودن حدیث فوق چه کسی گفته است خوانندگی زنان حرام است؟ تو که خودت را اینقدر منافقانه به رهبر انقلاب نسبت می دهی مگر نمی دانی ایشان خوانندگی زنان را فی النفسه دارای اشکالی نیست:
امام خامنه ای:
س 1143: خواندن به صورت غنا توسط هر یك از مرد یا زن چه از طریق نوار كاست باشد و یا از طریق رادیو و چه همراه موسیقى باشد و یا نباشد، چه حكمى دارد؟
غنا حرام است و خواندن به صورت غنا و گوش دادن به آن جایز نیست اعم از اینكه توسط مرد باشد یا زن و بطور مستقیم باشد یا از طریق نوار و همراه با نواختن آلات لهو باشد یا نه.
http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?uid=8&tid=5
در نقد شیوه استدلال:
این مطلب که شما نوشتی نهایتش در صورت صحت می توانست مطابق این آیه قرآن باشد که «نومن ببعض و نکفر ببعض» یعنی به قسمت هایی از دین ایمان می آورند برخی دیگر را انکار می کنند.
این مطلب چه ربطی به ناقص العقل بودن زنان داشت؟
پرسیدم مگر بسیاری از مردان ریش خود را نمی تراشند که از نظر مراجع تقلید حرام است چرا مردان ناقص العقل نیستند؟! حال آن که تعداد مردان ریش تراشیده به مراتب از زنان خواننده بیشتر است!
کدام بخش استدلالت اندکی از منطق را داشت چقدر با اسلام آشنایی؟
اما جالب است به تفسیر امام خامنه ای از این حدیث منسوب به امیر مومنان توجه کنید:
سؤال اوّل يك سؤال فقهى-اجتماعى است. البته سؤالى هم هست كه ممكن است ميانهى ما و خانمها را به هم بزند. آيا زن مىتواند قاضى و مجتهد بشود؟ اگر نه، چرا؟ و طبق حديث «زن ناقصالعقل است»، آيا با آزادى زن منافات ندارد؟
اوّلاً اين كسى كه اين سؤال را كرده، خيلى بىسليقگى كرده. اين حرف اوّل. توى اين همه سؤال، توى اين همه حرفِ لازم، يكهو چسبيده به اين كه زن مىتواند قاضى بشود يا نه؟ خب، حالا بفرمائيد ببينم توى اين خانمهاى تحصيلكرده، تحصيلات حقوق عاليه كى دارد كه برود قاضى بشود؟ توأم با عدالت كامل كه شرط قاضى است، كى دارد؟ يك وقت شما پنجاه تا زن تحصيلكردهى حقوقدان داراى شرائط ديگرِ قاضى آنجا قطار داريد، رديف كرده، بعد مىپرسيد آقا اينها چرا نمىتوانند قاضى بشوند؟ خب، اين يك جاى سؤال [دارد]. بنده هم جوابش را مىدهم، اما وقتى چنين چيزى زمينه ندارد، موضوع ندارد، اين چه سؤالى است كه اينطور اين سؤالكنندهى عزيز ما بىسليقگى به خرج دادند اين را مطرح كردند.
اما در عين حال، به قول اميرالمؤمنين «[اما بعد] فَلَكَ حَقُّ الْمَسْألَةِ» سؤال كرديد، بنده بايد جوابش را بههرحال بدهم. اگر هم وقت گرفته مىشود، به گردن آن برادر يا خواهرى كه اين سؤال را به من داده. نه آقا. زن قاضى و مجتهد نمىتواند بشود. هر مردى هم قاضى و مجتهد نمىتواند بشود. مجتهد چرا، مرجع تقليد نمىتواند بشود. مجتهد يعنى كسى كه درس خوانده قدرت استنباط پيدا كرده، اين چه مرد، چه زن اشكالى هم ندارد برود بشود، اما مرجع تقليد نمىتواند بشود. يعنى ديگران از او تقليد نمىتوانند بكنند. هر مردى هم نمىتواند بشود. قاضى چندين شرط دارد. مرجع تقليد چندين شرط دارد. صدى هشتاد نود مردها هم اين شرطها را ندارند، صدى نودوپنج هم ندارند. اما اگر جائى فرض كرديم كه كسانى اين شرائط را داشته باشند، اما جزو خانمها و زنها باشند، آن وقت نمىشود. چرا؟ ها. نكتهاش [نامفهوم] در يك كلمهى كوتاه عرض مىكنم.
نكتهى اين حكم الهى اين است كه قضاوت، يك منصبى است كه احتياج دارد به اين كه انسان خشك و قاطع باشد. خشك بودن و تحت تأثير عواطف قرار نگرفتن، چيزى است كه به طور معمول زنها اين را ندارند و اين نقطهى قوت زن است نه نقطهى ضعف زن. اين را توجه داشته باشيم. زن اگر عواطفش جوشان و احساساتش پرخروش نباشد، عيب است. كمال زن در غلبهى عواطف اوست و اين به دليل اين است كه شغل اوّل زن تربيت فرزند است. نمىگوئيم شغل ديگر نداشته باشد، داشته باشد. مىتواند، هيچ مانعى ندارد داشته باشد. اسلام مانع نيست، اما اوّلين و اساسىترين و پراهميتترين شغل زن، مادرى است. اگر رئيس جمهور هم بشود، اهميتش به قدر اهميت مادرى نيست. من اگر بتوانم تشريح كنم، وقت مىبود و مىگفتم كه مادر بودن چقدر اهميت دارد؛ يك مادر خوب بودن، قبول مىكرديد كه از رياست جمهورى هم بالاتر است اهميت و ارزشش. براى اين كار عاطفه لازم است. خدا اين موجود را با اين عواطف خروشان آفريده تا مادرى لنگ نماند. اگر مادرى لنگ بماند، نسل انسان منقطع مىشود. يا انسانهائى كه به جامعه وارد مىشوند، انسانهاى كامل و درست و حسابى و معتدلى نخواهند بود. براى اين منظور خلق شده. حالا شما مىخواهيد اين موجودى كه خدا براى خاطر همين موضوع او را عاطفى آفريده، بگذاريد در رأس يك شغلى كه بى عاطفهگى مىخواهد؟ قاطعيت و خشونت مىخواهد؟ خشك بودن مىخواهد؟ اين را خداى متعال قبول ندارد. مجتهد جامعالشرائطى كه مرجع تقليد مىشود نيز همينطور. مرجع تقليد بايد تحت تأثير هيچ احساس و عاطفهاى قرار نگيرد و اين چيزى است كه به طور متوسط و معمول در مردها بيشتر است از زنها به اين دليل.
اما آنى كه گفتند زن ناقصالعقل است، اين نخواستند بگويند كه زن خداى نكرده قوهى ادراك ندارد، هرگز. بسيارى از زنان از بسيارى از مردان سطح شعور و دركشان به مراتب بالاتر است؛ نه يك ذره دو ذره. من در تفسير اين جمله در نهجالبلاغه يك بيانى كردم كه اين بعد هم منتشر شده. شايد هم شماها بعضيتان ديده باشيد. دو احتمال دربارهى اين هست كه يكى از اين دو احتمال را من اينجا ذكر مىكنم و آن اين است كه نظر اميرالمؤمنين در «هن ناقصات العقول[ان النساء نواقص الايمان نواقص الحظوظ نواقص العقول/128نهجالبلاغه/ خطبه 80]» به طبيعت زن نيست، بلكه به زنى است كه تحت تأثير فرهنگ ستمآلود تمام طول تاريخ كه نسبت به زنان اين فرهنگ، هميشه توأم با ظلم و ستم بوده، ناقص بار آمده. در زمان اميرالمؤمنين زن در همهى جوامع بشرى، نه فقط در ميان عربها، مظلوم بود. نه مىگذاشتند درس بخواند، نه مىگذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل سياسى تبحر پيدا كند. نه ممكن بود در ميدانهاى...[انفجار بمب]
پ.ن:
این که شبکه من و تو شبکه ای است که فرهنگ ما را نشانه رفته است حرف صحیحی است که در جای خودش جای بحث دارد اما اینجا بحث سر چیز دیگری است.
این هم که حجاب خواننده خانم واقعا اسلامی است؟ یک بحث دیگر است. این هم که واقعا هیچ کدام از آهنگ هایی که خوانده غنا نبوده یک چیز دیگری است! این هم که آیا حرکات ریتمیک همراه خوانندگی واقعا با دستورات خداوند منافاتی ندارد اصلا مورد بررسی پست من نیست کما این که حتی یک قسمت از برنامه آکادمی موسیقی را هم ندیده ام.
خلاصه این که بحثم این چیز ها نبوده ... بحث چیز دیگری بود.
برچسبها:
من و تو,
آکادمی موسیقی گوگوش,
ناقص العقل