هم صحبت

هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست

ای انعکاس آفتاب، رویت هلالی مباد

در این تاریکی شب‌ها که «آفتاب» در میان ما نیست من انعکاس نور «آفتاب» را در «ماه» می‌بینم. با «آفتاب» دعای عهد می‌خوانم ... می‌گویم اگر در جمعه‌ای طلوع کردی من نیز از یارانت باشم. به دنبال طلوعش هر جمعه دلم لیلایی کویش می‌شود. و گاهی که دلم خیلی دل‌تنگش می‌شود به دلم دلداری می‌دهم که:

«شاید این جمعه بیاید شاید» ...

 

در غم دوری آفتاب انتظار می‌کشم ... اما باور دارم ... «انتظار در مبارزه است.»

ما  زیر نور ماه می‌جنگیم و انتظار می‌کشیم و دلمان برای آفتاب تنگ می‌شود ...

در این شب‌های تاریک که منتظر طلوع آفتابم ... دنبال نور حضرتِ ماهم؛ آخر ماه من انعکاس نور آفتاب را دارد.

ماه من ، ای پیر فرزانه ، چقدر با مسماست همنامیت با علی (ع)

ای مولای من ، ای آقای من ، ای «ماه» من ... ای سید علی جان

در این شب‌های تاریک هر وقت دلم برای آفتاب تنگ می‌شود تو را به نظاره می‌نشینم. انگشت اشاره‌ات همان انگشت اشاره است.

ای ماه نورانی این روزها با دلمان چه کار کردی؟ و روی ماهت در بستر چقدر نورانی تر شده بود.

 قلب بی تاب ما در این روز ها عاشقانه تر می تپید ... و بهتر معنای عشق را نشان می داد ... ما درس عشق در مکتب حسین آموخته‌ایم ...

و دیگران عشق میان ما را چه طور می‌فهمند؟! ما که در احساسی‌ترین لحظات زندگی‌مان درست بعد از نقطه اوج شور و حال هیئت ... و درست بعد از روضه‌ی حسین و در میان عاشقانه‌ترین لحظاتمان ندا می‌دادیم: «لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین است»

ما که در رویایی‌ترین لحظات زندگی‌مان عشق تو ندا می‌زنیم  ... راستی کجای دنیا رابطه مردم با حاکمشان انقدر عاشقانه است؟

و دیگران معنای این عشق را چه طور می‌فهمند؟!

 ما  کربلا را جاری در لحظه‌های زندگی‌مان می‌بینیم و «داستان کربلا این است که بدانی وقتی حسین نیست، «مسلم» ولی امر است» و اگر کسی در هیئت حسین درس ولی شناسی نگرفت کجا باید آن را بیاموزد؟!

ما در هیئت فهمیدیم آنان که «نایبِ حسین» را تنها گذاشتند؛ حسین را هم تنها خواهند گذاشت.

ما مسلم را تنها نخواهیم گذاشت.

ما مسلم را یاری خواهیم کرد چرا که باور داریم یاری مسلم همان یاری حسین است.

ما در نقطه تلاقی و اتصال عقل و عشق، بال و پر گشودیم و در آسمان پرواز کردیم ... و چراغمان همان نور ماه بود.

ماه من، ای  انعکاس نور آفتاب ... رویت هلالی مباد ...

ای ماه شب چهارده من ... مبارک باد برخواستنت از بستر

 

باز نشر:

تریبون

بولتن نیوز

فرهنگ نیوز

جام نیوز

و ...


برچسب‌ها: امام خامنه ای, حضرت ماه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393ساعت 21:5  توسط سید علی مرندی  | 

قلبم تند تر می زند ... گونه هایم خیس است ... دارد باران می بارد ... جاده ای رو به بی انتها می رود و من روز به روز پیرتر می شوم ... بدون خنده های ملیحت

وقتی تونیستی عابران جاده هیچ مفهومی ندارند جز گشتن برای یافتنت ... و هر عابری نقطه امید و روشنای قلبم برای دیدار توست ... فقط یک لحظه هم برایم بس است 

من بغض هایم را را برای لحظه دیدارت کنار گذاشتم ... من گریه های کنج تنهایی را کنار گذاشتم برای آن ثانیه ای که تو را ببینم!

و حالا سر تا سر وجودم را بغض و گریه های فروخفته فرا گرفته و بی تاب ثانیه ای هستم که چشم در چشم هم باشیم ... چقدر سخت است انتظار

من ... بی تاب لحظه شکستن بغضم در جاده ای رو به بی انتها به دنبال یافتنت در میان عابران ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393ساعت 11:38  توسط سید علی مرندی  | 

حماسه سیاسی ۲۴ خرداد؛ نماد اعتماد متقابل مردم و نظام

پس از مشارکت ۴۰ میلیونی مردم در انتخابات سال ۸۸ و ثبت نصاب جدیدی از مشارکت در انتخابات که نشان از اعتماد مردم به جمهوری اسلامی داشت، به‌علت عدم پذیرش نتیجه‌ی شمارش آرا توسط برخی از نامزد‌های انتخابات، کام شیرین مردم ایران تلخ شد و فتنه‌ی ۸۸ به راه افتاد.
 
* هدف اصلی فتنه ۸۸؛ بی‌اعتمادی به نظام
هدف اصلی فتنه‌ی سال ۸۸ «بی اعتماد ساختن مردم نسبت به جمهوری اسلامی» بود؛ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اولین نماز جمعه‌ی بعد از انتخابات سال ۸۸ با اشاره به این مسأله فرمودند:
«اعتماد به نظام جمهوری اسلامی در این انتخابات آشکار شد. و من بعد عرض خواهم کرد که دشمنان همین اعتماد مردم را هدف گرفته‌اند؛ دشمنان ملت ایران می‌خواهند همین اعتماد را در هم بشکنند. این اعتماد بزرگترین سرمایه‌ی جمهوری اسلامی است، می‌خواهند این را از جمهوری اسلامی بگیرند؛ می‌خواهند ایجاد شک کنند، ایجاد تردید کنند درباره‌ی این انتخابات و این اعتمادی را که مردم کردند، تا این اعتماد را متزلزل کنند.»۱
 
هر چند خط اصلی فتنه، متهم ساختن نظام اسلامی به تقلب و خیانت در آرای مردم بود، اما مجموعه‌ی اتهام‌هایی که در فتنه‌ی ۸۸ به نظام وارد شد، بسیار متنوع بود. مواردی که برخی برای اولین‌بار به‌عنوان سرخط رسانه‌های معاند قرار گرفت و با پروپاگاندا و تبلیغات دقیق رسانه‌ای سعی شد تا همین اعتماد به نظام نشانه برود.

دشمنان همین اعتماد مردم را هدف گرفته‌اند؛ دشمنان ملت ایران می‌خواهند همین اعتماد را در هم بشکنند. این اعتماد بزرگترین سرمایه‌ی جمهوری اسلامی است، می‌خواهند این را از جمهوری اسلامی بگیرند؛ می‌خواهند ایجاد شک کنند، ایجاد تردید کنند درباره‌ی این انتخابات و این اعتمادی را که مردم کردند، تا این اعتماد را متزلزل کنند.


* پیش‌بینی رهبر انقلاب: اعتماد مردم به نظام را در انتخابات آتی خواهید دید
اما درست در همان سال ۸۸ و در اوج دوران فتنه، رهبر انقلاب اعلام کردند مردم به نظام اسلامی اعتماد دارند و پیش‌بینی نمودند که در انتخابات آتی «اعتماد مردم» به نظام سنجیده خواهد شد و دیده خواهد شد که به اعتماد مردم به نظام خدشه وارد نشده است. ایشان در سخنانشان در  خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران فرمودند:
«مکرر در مکرر تبلیغات کردند که اعتماد مردم از دست رفته؛ چه کار کنیم؟ حالا بعضی در لباس دلسوزی گفتند چه کار کنیم که اعتماد برگردد! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام هم به مردم اعتماد دارد. ان‌‌‌‌‌شاءاللَّه خواهید دید در انتخابات آینده - که حالا دو سه سال دیگر است - همین مردم با وجود همین بازیگری‌‌‌‌‌ای که مخالفان و دشمنان و غافلان و بی‌‌‌‌‌خبران داخلی کردند، یک حضور مستحکمِ قوی‌‌‌‌‌ای در انتخابات خواهند داشت.»۲
 
حدود دو سال و نیم بعد در اسفند ماه سال ۹۰ اولین انتخابات پس از فتنه در حالی برگزار شد که حتی رسانه‌های بین‌المللی مخالف ایران نیز به حضور گسترده‌ی مردم پای صندوق‌ها اشاره کردند و میزان مشارکت در انتخابات نه‌تنها کاسته نشده بود، بلکه نسبت به آخرین انتخابات مشابه (یعنی انتخابات مجلس) افزایش نیز پیدا کرده بود. رهبر انقلاب اسلامی این حضور گسترده را نشان از «اعتماد مردم به نظام» دانستند و اظهار داشتند:
«بعد از انتخاباتِ پر سر و صدای پر حادثه‌ی سال ۸۸، بعضی این‌جوری پیش‌بینی می‌کردند که اعتماد مردم از نظام سلب شد؛ مردم دیگر پای صندوق‌ها نمی‌آیند. این انتخابات، یک پاسخ قاطع و روشن بود به این تصور غلط، به این استنتاج غلط، این گمانه‌زنی خطا. مردم این گمانه‌زنی‌ها را تخطئه کردند؛ نشان دادند که نخیر، به نظام اسلامی پایبندند، به آن اعتماد دارند، به ندای او - که می‌گوید من صندوق رأی گذاشتم، بیائید رأی خودتان را بدهید و برنامه را تنظیم کنید - پاسخ می‌دهند و می‌آیند وارد میدان می‌شوند. ... بعد از گذشت ۳۳ سال، مردم این‌جور وارد میدان می‌شوند؛ این نشان‌دهنده‌ی اعتماد کامل است.»۳
 
* پیش‌بینی رهبر انقلاب: حماسه سیاسی در سال ۹۲
شاید اولین انتخابات ریاست جمهوری بعد از فتنه از اهمیت دوچندانی برخوردار بود؛ چراکه تحریم‌های گسترده و بی‌سابقه‌ای با هدف خدشه بر کارایی و کارآمدی نظام بر ایران تحمیل شده بود و از طرف دیگر برخی مشکلات اقتصادی نیز رخ نمایانده بود.

اما درست در همان سال ۸۸ و در اوج دوران فتنه، رهبر انقلاب اعلام کردند مردم به نظام اسلامی اعتماد دارند و پیش‌بینی نمودند که در انتخابات آتی «اعتماد مردم» به نظام سنجیده خواهد شد. حدود دو سال و نیم بعد در اسفند ماه سال ۹۰ اولین انتخابات پس از فتنه برگزار شد. میزان مشارکت در انتخابات افزایش نیز پیدا کرده بود. رهبر انقلاب این حضور گسترده را نشان از «اعتماد مردم به نظام» دانستند.


در این حال بسیاری از دشمنان، حضور کم‌رنگ مردم در انتخابات را پیش‌بینی می‌کردند. در چنین شرایطی رهبر انقلاب اسلامی سال ۹۲ را سال «حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی» نام‌گذاری کردند و حضور مردم را «شوق آفرین» پیش‌بینی کردند و فرمودند:
«حماسه‌ی سیاسی یعنی حضور آگاهانه‌ی مردم در صحنه‌ی سیاست کشور و مدیریت کشور؛ نمونه‌ی بارزش همین حادثه‌ی انتخابات است که اندکی بعد ان‌شاءاللَّه به توفیق الهی، در وقت مقرر، با حضور و شرکت شوق‌آفرین مردم انجام خواهد گرفت. آن‌ها چون فهمیدند هدف حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی چیست، از همین حالا به خیال خودشان شروع کرده‌اند به تخریب کردن. امروز انواع و اقسام تبلیغات وجود دارد برای این‌که در عرصه‌ی اقتصادی، مردم را دچار یأس و نومیدی کنند؛ در عرصه‌ی سیاسی، انگیزه‌ی مردم را از حضور در میدان سیاست و بالخصوص در میدان انتخابات کاهش دهند. آن‌ها ملت ایران را نشناخته‌اند. این حرکت عظیم ملت ایران در عرصه‌های مختلف، نتوانسته غفلت و بی‌اطلاعی طراحان و سیاستگذاران پشت پرده‌ی استکبار را به خود بیاورد و متوجه کند؛ نمی‌دانند با کی طرفند.»۴
 
* تحقق شاخص‌های حماسه سیاسی در انتخابات ۲۴ خرداد
انتخابات ۲۴ خرداد با مشارکت بیش از ۷۲ درصد واجدان شرایط در کمال آرامش برگزار گردید و شاخص‌های حماسه‌ی سیاسی به‌عینه تحقق یافت. شاخص‌های تحقق‌یافته در انتخابات ۲۴ خرداد را می‌توان به‌صورت زیر فهرست‌بندی کرد:
 
مشارکت گسترده
«صحنه‌ی حماسی و پُرشور انتخابات در روز جمعه‌ی ۲۴ خرداد، آزمون خیره‌کننده‌ی دیگری بود که چهره‌ی مصمم و پر امید ایران اسلامی را در معرض نگاه دوستان و دشمنان نهاد. رشد فزاینده‌ی سیاسی و پای فشردن بر مردم‌سالاری دینی صادقانه، حقیقت تابناکی است که با حضور متراکم شما در پای صندوق‌های رأی، یک بار دیگر در عمل به اثبات رسید و باطل‌السحر بافته‌ها و گزافه‌های دشمنان و حسودان و طمع‌ورزان شد.
حماسه‌ی حضور شما پیوند مستحکم ایران و ایرانی را با نظام اسلامی به رخ همه‌ی بدخواهانی کشید که با صد ترفند سیاسی و اقتصادی و امنیتی در پی گسستن یا سست کردن این اعتماد و پیوند مقدس‌اند.»۵

قانونمداری
الف) برجسته‌شدن گفتمان قانونمداری
«یکی از نکات برجسته و مثبتی که انسان مشاهده می‌کند - با خبرهایی که داریم، با اطلاعات آشکاری که وجود دارد - این است که گفتمان مردم در این انتخابات، گفتمان قانون‌گرایی است؛ با هر کسی صحبت می‌کنند، مصاحبه می‌کنند، مردم از تبعیت از قانون می‌گویند؛ این خیلی حادثه‌ی با ارزش و برجسته‌ای است؛ قانون‌گرایی. از بی‌قانونی مردم لطمه دیدند؛ در سال ۸۸ عدم تبعیت از قانون، لگد زدن به قانون، به کشور لگد زد؛ این را مردم دیدند. یکی از پدیده‌های برجسته‌ی امروز این است که مردم نگاهشان، گرایششان قانون‌گرایی است. خوشبختانه تا امروز، هم مسئولین، هم نامزدهای مختلف و محترم رعایت کردند جهات قانونی را، مراعات کردند؛ ان‌شاءالله بعد از این هم همین خواهد بود.»۶

ب) اجرای قانون در عمل
«یک نکته‌ی دیگری که در این انتخابات به نظر بنده برجسته بود و جا دارد که انسان خدا را شکر کند، این بود که بعد از انتخابات، نامزدهای مختلف با نجابت و قانون‌پذیری در این قضیه عمل کردند و واکنش نشان دادند؛ این خیلی چیز مهمی است. رفتند با رئیس جمهور منتخب، برادرانه و دوستانه دیدار کردند و به او تبریک گفتند، اظهار خرسندی کردند. بنده لازم است از این حضرات تشکر کنم. این است که کام مردم را شیرین می‌کند، این است که موجب می‌شود مردم احساس کنند موفقیت به دست آورده‌اند.»۷
 
اعتماد عمومی مردم به نظام
«معنای حضور مردم این بود که به سرنوشت کشور علاقه‌مندند؛ به نظام جمهوری اسلامی، که این انتخابات جزو ارکان و متون آن است، علاقه‌مندند؛ به دستگاه‌های برگزارکننده‌ی انتخابات - چه مجری، چه ناظر - اعتماد دارند و امیدوار به حرکت مستمرِ پیشرونده‌ی کشورند. این مسأله‌ی اعتماد، نکته‌ی بسیار مهمی است. در کنار هوشمندی مردم، بصیرت مردم در این حضور، اعتماد عمومی هم نکته‌ی بسیار مهمی است. جالب این‌جا است که ما به مردم عزیزمان عرض کردیم که خب مردم نظامشان را دوست می‌دارند، می‌آیند رأی می‌دهند؛ اما اگر احیاناً کسی هم هست که با نظام اسلامی خیلی دل صافی ندارد، اما برای کشورِ خودش و منافع کشور اهمیت قائل است، او هم بیاید. لابد بعضی‌ها از این مجموعه بودند و آمدند. این نشان‌دهنده‌ی چیست؟ نشان‌دهنده‌ی این است که حتی کسانی که طرفدار نظام هم نیستند، به نظام اعتماد دارند؛ آن‌ها هم می‌دانند که نظام جمهوری اسلامی منافع کشور را و عزت ملی را می‌تواند حفظ کند و از آن دفاع کند. مشکل دولت‌ها در کشورهای مختلف این است که در مقابل هجمه‌های جهانی، در مقابل طمع‌ورزان بین‌المللی، قادر نیستند از ملتشان، از منافعشان، از عزتشان دفاع کنند. جمهوری اسلامی، استوار و مستحکم مثل شیر در مقابل دشمنان ایستاده، از منافع ملت دفاع می‌کند؛ این را حتی آن کسانی هم که احیاناً آمدند رأی دادند، اما به نظام اعتقادی هم نداشتند، با این کارِ خودشان تصدیق کردند؛ نشان دادند که اعتماد به نظام جمهوری اسلامی، عمومی است.»۸
 
به نظر می‌رسد «حماسه‌ی سیاسی» روز ۲۴ خرداد یکی از نقاط اوج «عقلانیت گره خورده به عاطفه» ملت ایران است که «اعتماد» متقابل میان رهبر انقلاب و مردم را آشکار می‌سازد. اعتماد مردم به آن رهبری که چون ایشان را به انتخابات فرا می‌خواند او را اجابت می‌کنند و اعتماد رهبر انقلاب نسبت به مردمی که همواره برای حفظ نظام، انقلاب و کشورشان در صحنه‌ها و عرصه‌های مهم حضور دارند.

 


۱. خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران ۱۳۸۸/۳/۲۹
۲. خطبه‌های نماز جمعه‌ی‌ تهران ۱۳۸۸/۶/۲۰
۳. بیانات رهبر انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری ۱۳۹۰/۱۲/۱۸
۴. بیانات رهبر انقلاب در دیدار کارگران و فعالان بخش تولید کشور ۱۳۹۲/۲/۷
۵. پیام رهبر انقلاب به مناسبت حضور حماسی مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم ۱۳۹۲/۳/۲۵
۶. بیانات رهبر انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم ۱۳۹۲/۳/۲۲
۷. بیانات رهبر انقلاب در دیدار مسئولان و کارکنان قوه‌ی قضائیه‌ ۱۳۹۲/۴/۵
۸. همان

 

پ.ن:

این یادداشت برای سایت خامنه‌ای دات آی آر نوشته شد.

 

بازنشر:

خبرگزاری تسنیم

خبرگزاری ایکنا

جهان نیوز

روزنامه سیاست روز

و ...


برچسب‌ها: حماسه سیاسی, امام خامنه ای, 24 خرداد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم خرداد 1393ساعت 17:50  توسط سید علی مرندی  | 

بررسي گفتماني دولت‌هاي سازندگي، اصلاحات و اعتدال

در آوردگاه تعارض ميان «سنت و مدرنيته» ديدگاه‌هاي متفاوتي وجود دارد که هر کدام تجويز‌هاي خاص خود را دارند. در ايران نيز ديدگاه‌هاي متفاوت در مواجهه با تعارضات ميان «دين» و «مدرنيسم» گروه‌هاي متفاوتي را شکل داده است که با شناخت بهتر آن‌ها مي‌توان در مورد گفتمان‌هاي دولت‌هاي دوره مختلف اظهار نظر کرد.

ديدگاه‌هاي متفاوت درباره مواجهه دين و مدرنيته را مي‌توان به شکل زير مي‌توان تقسيم بندي نمود:


1- قائلين به «عدم قابل جمع بودن دين و مدرنيته» که اصالت را به مدرنيته مي‌دهند:

اين گروه بر اين عقيده اند که اساسا ابعاد اجتماعي دين اسلام و مدرنيته با يکديگر قابليت جمع ندارند؛ طبق عقيده اين گروه دين بايد به حيطه مسائل شخصي محدود ‌شود و نبايد در مسائل سياسي دخالت کند و اين گونه است که بعد اجتماعي دين به کنار مي‌رود تا مدرنيسم يکه تاز اين ميدان باشد اين گروه را اصطلاحا «سکولار» مي‌نامند.


2- قائلين به «قابليت جمع دين و مدرنيته» که اصالت را به مدرنيته مي‌دهند:

اين گروه معتقدند که دين اسلام و مدرنيسم را مي‌توان با يکديگر جمع کرد اما از طرف ديگر در تعارضات پيش آمده ميان دين و مدرنيته معتقدند که اين دين است که بايد تعديل گردد اين گروه با بيان اين که از دين قرائت‌هاي گوناگوني وجود دارد عملا قرائتي را انتخاب مي‌کنند که با مدرنيسم تطابق بيشتري داشته باشد اين گروه به يک دين حداقلي معتقدند که کمتر جلوي دست پاي مدرنيسم را بگيرد.


3- قائلين به «قابليت جمع دين و مدرنيته» که اصالت را به دين مي‌دهند:

اين گروه معتقدند که مي‌توان ميان دين و مدرنيته پيوند برقرار کرد و از دستاورد‌هاي مدرنيسم استفاده کرد چنانچه  مي‌توان قالب «جمهوريت» را با «اسلام» جمع نمود و از نهاد هايي همچون «پارلمان» که در غرب رشد و نمو يافته است در نظام ديني استفاده نمود البته براي استفاده از دستاورد‌هاي عالم مدرن محدوديت‌هايي نيز قائل ميشوند و معتقدند که هر آن چه از غرب گرفته مي‌شود نبايد در تعارض با دين باشد.


4- قائلين به «عدم قابل جمع بودن دين و مدرنيته» که اصالت را به دين مي‌دهند:

اين گروه معتقدند غرب مدرن در هر سه لايه تفکر، فرهنگ و تمدن يک کل به هم پيوسته است که قابليت تفکيک شدن را ندارد و هر دستاوردي در نظام مدرن حکم يک جزء از نظام به هم پيوسته مدرن را دارد که قابل تفکيک نيست و  مختص به نظام مدرن است و نمي توان آن را به نظام ديگري از جمله نظام اسلامي تعميم داد.

از جمله معتقدان به اين گروه مي توان مهدي نصيري، رضا داوري اردکاني، اصغر طاهر‌زاده، شهيد آويني و حجت الاسلام ميرباقري را نام برد. بسياري از شاگردان «احمد فرديد» که تاثيرات غير قابل انکاري از انديشه‌هاي «مارتين هايدگر» (فيلسوف پست مدرن معاصر) گرفته اند نيز در اين طيف قرار مي گيرند.


بررسي گفتماني دولت ها


حال بر مبناي سخن همان تقسيم بندي به بررسي گفتمان هاي موجود در سه دولت سازندگي، اصلاحات و اعتدال مي پردازيم و تاثيرات آن‌ها بر يکديگر و پيوستگي‌ها و گسستگي‌هاي گفتماني اين سه دولت را بررسي خواهيم کرد.


دولت سازندگي


دولت آيت الله هاشمي رفسنجاني بيشتر توسعه در حول محور «اقتصاد» را دنبال مي‌کرد در واقع در طرح «تعديل اقتصادي» دولت سازندگي اصل و محور «توسعه اقتصادي» بود هر چند که به صورت غير مستقيم هم  سياست و فرهنگ تحت تاثير اين توسعه اقتصادي قرار مي‌گرفتند.

ايده‌هاي اقتصادي دولت سازندگی بر مبناي ايده‌هاي نئو ليبراليستي و بر مبناي مکاتب اقتصادي شيکاگو  و اتريش شکل گرفت که اين سياست‌ها سبب شکل گيري طبقه متوسط شهري گرديد و از اين منظر نيز بر فرهنگ و سياست هم تاثير گذارد.

اين سياست ها که به توصيه بانک جهاني و صندوق بين المللي پول در برخي کشور ها اجرا شد عملا در همه کشور ها به جز برزيل شکست خورد. دکتر فرشاد مومني اقتصاد‌دان معروف در کتابي با عنوان «اقتصاد ايران در دوران تعديل ساختاري» با نقد صريح برنامه تعديل ساختاري که در قالب برنامه اول توسعه در کشور اجرا شد، معتقد است عدم شناخت از وضعيت اجتماعي و فرهنگي مردم ايران و عمل به توصيه‌هاي بانک جهاني و صندوق بين المللي پول، عملا باعث تشديد پيچيدگي‌هاي مسائل اقتصادي ايران شد و بسياري از مشکلات امروز ناشي از همان سياست¬هاي اقتصادي پس از جنگ است.


دولت اصلاحات

دولت آقاي خاتمي را مي‌توان به نوعي تکميل کار دولت آيت الله هاشمي دانست چرا که در دوره سازندگي هر چند طرح توسعه اقتصادي دنبال شده بود اما اين توسعه تنها در اقتصاد خلاصه شده بود حال اين بار آقاي خاتمي بحث «توسعه سياسي» و «جامعه مدني» را مطرح مي‌سازد تا روند مدرنيزاسيون دولت کامل تر شود و کار نا تمام دولت هاشمي کامل تر گردد.

اعتراضات به «جامعه مدني» بالا مي گيرد و باعث مي شود که خاتمي بگويد «جامعه مدني» مورد نظرش ريشه در«مدينه النبي» دارد و اين در حالي است که خاتمي در جايي ديگر مي‌گويد: «به صراحت مي‌گويم که سرنوشت و وجهه اجتماعي دين در امروز و فردا در گروي اين است که طوري دين را ببينيم که با آزادي سازگار باشد»[1]

اين سخنان، تناقض آميز به نظر مي‌آيند چرا که اين سخن به اين معناست که خاتمي در بررسي آزادي به آن به عنوان مقوله اي برون ديني نگاه مي‌کند و به دنبال تعريف آزادي در بيرون از ساختار مفاهيم ديني است و به دنبال تطبيق دين با آزادي است به اين معنا که آزادي را ارزشي اصيل مي‌داند که دين بايد خود را با آن تطبيق دهد و سوال‌ها از همين جا است که آيا اين همان «ليبراليسم» (مکتب اصالت آزادي) است که در ذهن خاتمي شکل گرفته است؟ قضاوت در اين مورد مقداري دشوار است نمي توان به صراحت اين گونه به خاتمي بدبين بود چرا که وي را نمي توان به عنوان يک انديشمند در رشته علوم سياسي که ذهن مرتب، سازمان يافته و انسجام يافته گفتماني داشته باشد بررسي کرد اما به راحتي مي توان برخي از نزديکان وي را معتقد به انديشه «ليبراليسم» دانست.

به هر حال بازخورد عملکرد سياسي کل کشور (اعم از نهاد‌هاي دولتي و غير دولتي) تحت تاثير سياست‌هاي سياسي- فرهنگي دولت اصلاحات به گونه اي شد که نه تنها عرصه براي فعاليت‌هاي سکولار‌ها باز گرديد بلکه برخي از انديشه‌هاي ضد ديني نيز در اين دوران فضا را براي نشر خود فراهم ديدند.

فقط کافي است به روزنامه‌هاي دوران اصلاحات مراجعه کرد تا حجم عظيم هجمه بر عليه اعتقادات در آن دوران را فهميد اين اظهارات چه از نظر گستردگي و چه از نظر عبور از خطوط قرمز در تاريخ انقلاب اسلامي بي نظير است تنها اشاره به چند خط از روزنامه هاي آن روزگار کافي است تا عمق اين مواجهه با دين را دريابيم:

«مظاهر ديني چون حجاب و حياي زنان، نماد عقب افتادگي است»[2]

«آن دسته از جواناني که به مساجد روي مي‌آورند يا کتب ديني را مطالعه مي‌کنند، از نظر ساختار فکري و رواني ضعيف هستند! يعني ضعفاي نسل جوان از نظر فکري و رواني و کم اطلاع ترين آنها هستند»[3]

«قوانين شرعي در مورد زنان ظالمانه است»[4]

«اينکه پيامبر را ابوالقاسم لقب داده اند، نه ابو فاطمه، حاکي از غلبه فرهنگ جاهلي مرد سالاري است»[5]

«تفکر شيعه گري موجب انحطاط مملکت ما و مانعي براي دموکراسي است»[6]

«هيئت‌ها‌ي مذهبي، منشا خشونت اند»[7]

«فرهنگ شهادت خشونت آفرين است.اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان مي‌شود»[8]

به نظر مي‌رسد اين امر جز از طريق چراغ سبز برخي از نيرو‌ها در داخل دولت ممکن نبوده باشد کما اين که آقاي مهاجراني نيز در توجيه عملکرد ضعيف خود در مواجهه با توهيين کنندگان به مقدسات اسلامي چنين مي گويد:«برخورد با توهين کنندگان به مقدسات، چون منجر به اشاعه توهين مي‌شود، خود اشاعه فحشا است»[9]  به هر حال سياستگذاري‌هاي اشتباه سبب گشت تا آنچه به عنوان «جامعه مدني» مطرح مي‌شد عملا در مواجهه با عقايد ديني ظهور کند.


دولت اعتدال

بعد از هشت سال که طيف جديدي از مديران  در دوره آقاي احمدي نژاد وارد بدنه مديريتي کشور شده بودند دکتر روحاني به رياست جمهوري انتخاب شد و دولت اعتدال را تشکيل داد. بررسي گفتمان دولت اعتدال به ما کمک خواهد کرد تا بفهميم اين دولت چگونه عمل خواهد کرد اما مشکل در اينجاست که اين دولت بيشتر بر مبناي يک سلب راي آورد که عده اي آن را «نه به احمدي نژاد» معنا مي‌کنند و عده اي ديگر «نه به اصولگرايان»؛ و نکته مهم اين که دولت حاضر در کنار اين سلب، گفتمان اثباتي مشخصي ندارد و اين همان چيزي است که اين دولت را از دولت‌هاي سازندگي و اصلاحات متمايز مي‌سازد.

در عرصه اقتصادي هم هر چند بسياري از نيرو‌هاي کارگزاران و دولت سازندگي در دولت «اعتدال» به عنوان مدير به کار گرفته شده‌اند اما نا هماهنگي‌هاي موجود ميان تيم اقتصادي دولت «اعتدال» (ازجمله در جريان مسکن مهر و سبد کالا) ما را از تبيين روند اقتصادي دولت در اين مدت کوتاه عاجز مي‌کند.

در عرصه سياست به نظر مي‌رسد آقاي دکتر روحاني در نظر دارد همه طيف‌ها و گروه‌هاي مختلف مردم را با خود همراه داشته باشد و به همين خاطر در عملکرد سياسي خود «کج دار و مريز» و «محتاطانه» عمل مي‌کند اما اشکال از زماني پيش مي‌آيد که عده اي سعي دارند با تکرار تيپ سخناني شبيه روزنامه‌هاي دوران اصلاحات همان روند را دنبال کنند کما اين که در اين چند وقت اخير روزنامه‌هاي قانون، آسمان و بهار هر کدام سخناني در تقابل با عقايد ديني انتشار دادند.

واکنش ضعيف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هم بيشتر ادامه روند دولت اصلاحات را اذهان زنده کرد هر چند که بايد گفت حقيقتا اين ضعف در وزارتخانه آقاي جنتي ناشي از انفعال در برابر جريان روشنفکري است حال آن که در دوره اصلاحات قضيه فراتر از اين بود و عملا فضا براي فعاليت جريان روشنفکري مهيا و آماده شده بود.

به نظر مي رسد که نکته اصلي در تحليل عملکرد دولت «اعتدال» در «سياست خارجه» آن است و دولت آقاي روحاني قصد دارد خود را با عملکرد ديپلماتيک خود متمايز سازد.

تيم سياست خارجه روحاني با قرار دادن آرمانگرايي در مقابل واقع گرايي رويکردي بر مبناي «رئاليسم سياسي» را در سياست خارجه اتخاذ کرده و خواسته يا ناخواسته در ادامه تکميل پازل «توسعه اقتصادي» دولت سازندگي و «جامعه مدني» دولت اصلاحات قرار می‌گيرد.

در انديشه سياسي دولت اعتدال، آمريکا و همپيمانان غربيش از «مستکبرين» به «قدرت‌هاي جهاني» تبديل مي‌شوند و همين تغيير کافي است تا درک شود چه تغييري در سياست خارجه دولت اعتدال پديد خواهد آمد چرا که بر مبناي «رئاليسم سياسي» دولت واقع گرا بايد حقايق جهاني را بپذيرد، «کدخدا» را بشناسد و با او «تعامل» کند اما مشکل در خود تعامل هم نيست مشکل در آنجاست که آن کسي که چنين نگاهي به آمريکا و هم پيمانان غربيش دارد آيا مي‌تواند حافظ منافع ايرانيان باشد و آيا مرعوب ايشان نخواهد شد؟ 

سخن در اين است که آنچه به عنوان «رئاليسم سياسي» به کشور هايي همچون ايران ديکته مي‌شود آيا مي‌تواند حقوق و منافع ايران را تامين کند و يا آن طور که برخي فکر مي‌کنند نسخه اي از طرف غرب و براي منافع غرب است؟

مسئله بعدي آن است که آنچه در غرب به عنوان «آموزه‌هاي مدرنيسم» و يا «نهاد‌هاي مدرن» شکل گرفته از متن جريان زندگي برخواسته است حال آن که آنچه که به عنوان «مدرنيسم» در ايران پديدار شده امري وارداتي و بدون توجه به پيش زمينه‌هاي تاريخي و بدون تطابق با شرايط، مسائل و مشکلات ايران است و از همين منظر است که جريان روشنفکري ايران داراي تجويز‌هاي نا به جاست.

در مجموع به نظر مي‌رسد آنچه که در عمل دولت‌هاي اصلاحات، و سازندگي پيش بردند پيشبرد «مدرنيسم وارداتي» در ايران -يکي در بعد اقتصادي و ديگري در بعد سياسي- بوده است و حالا بايد منتظر بود و ديد آيا دولت «اعتدال» اين پازل را تکميل خواهد کرد به سمت همين «مدرنيسم وارداتي» در عرصه سياست خارجه خواهد رفت و يا اين که نه؟



[1] - روزنامه همشهري، سوم خرداد 77

[2] نوشين احمدي،تير ۷۷، ماهنامه جامعه سالم

[3] محمد مجتهد شبستري، ۱۵دي ۷۸، روزنامه فتح ص ۸

[4] مهرانگيز کار، ۷ بهمن ۷۸، عصر آزادگان

[5] مرضيه آذر افزا، ۱۳ مهر ۷۸، ماهنامه پيام‌ها‌جر

[6] سالار بهزادي، ۲۳ آبان ۷۸ صبح امروز

[7] محمد قوچاني، ۲۰ فروردين ۷۹، عصر آزادگان

[8] عبدالکريم سروش، روزنامه نشاط - ۷۸/۳/۱۲ ص۶

[9] عطا الله مهاجراني، ۵ مهر ۷۸، اخبار اقتصاد


پ.ن:

این نوشتار برای ویژه نامه نوروزی هفته نامه پنجره نوشته شده است.


بازنشر همین مطلب در سایت های:

مشرق

جهان

خبرگزاری تسنیم

فرهنگ

جام نیوز

صراط

بی باک

دیدبان

و ...




برچسب‌ها: گفتمان, سازندگی, اصلاحات, اعتدال, مدرنیسم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392ساعت 11:29  توسط سید علی مرندی  | 

عشق بارانی ...

دوباره باران پنجره را خیس کرد و حالا دلم دوباره هوای تو را کرده ...

امروز ... وقتی باران میبارید ... دفتر خاطراتم را باز کردم و نوشتم "دوستت دارم" ... به تلافی همه روز هایی  که در حسرت باران ماندیم ...

 و من باز به این فکر می کردم که ... چه لذتی دارد زیر باران خیس شویم و من به تو بگویم: دوستت دارم

باران که مي بارد يادت مي افتم ... درست مثل وقتي که آسمان آفتابی است و درست مثل وقتي که آسمان ابري ميشود

من هنوز به احساس دوست داشتنت دچارم.

نمي دانم عشق خاصيت بهار است يا تابستان؟ پاييز يا زمستان؟

فقط اين را مي دانم برای من عشقت خاصيت سال است! و تو در لحظه هایم جاري هستی

آخر ... خودت هم که بروي خيالت نمي رود!

وقتي آب نيست تيمم بايد کرد.

من زندگي با خيالت را دوست دارم ... خيالي که هيچ وقت به ابتذال نمي رود!


برچسب‌ها: عشق, باران
+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1392ساعت 0:4  توسط سید علی مرندی  | 

مطالب قدیمی‌تر