مولای من حضرت هادی ... روح و جان و پدر و مادرم به فدایت ... ما از عشقتان بی دل شدیم!
...

آفتاب درخشانم! ای فرزند زهرای اطهر!! بمیریم و نبینیم جسارتی نسبت به شما روا شده!!
مولای من ... ما برای حب تان جان می دهیم ...
نمی دانم ... الان روضه پدرتان علی مرتضی را زمزمه کنم یا روضه مادرتان فاطمه زهرا را ...
فقط می دانم ... بغضی در گلویم مانده ... بغضی که هوای گریه کردن دارد! و منتظر اندک بهانه است ...
مولا جان! وجود گناهکارم را که می بینم ... شرمنده می شوم! ... نمی دانم لاف عشق است یا عشق واقعی است؟ ... اما فقط این را می دانم ... اینجا وجود گناهکاری بد جور دلش راهی سامرا شده ...
اینجا کسی هست که بی طاقت شده! اینجا کسی هست که بی دل شده. ایجا کسی هست که جانش و بند بند وجودش را از جسارت به شما غم گرفته است!
مولا جان!! اینجا کسی هست ... که دوست دارد در زمره عاشقانت حسابش کنی.
سر امتحان دیدم کمی اونور تر میثم مطیعی وایستاده ... استاد تاریخ اسلام هستش آخه ... مام امتحانمون تاریخ اسلام بود (البته با یه استاده دیگه) ...
همین طوری الکی دستم رو بالا گرفتم ازش سوال پرسیدم ... اومد برام توضیح داد ... سوال نداشتم فقط خواستم از نزدیک باهاش صحبت کنم ... گاهی وقتا وقتی یه کسی رو دوست داری می خوای الکی باهاش صحبت کنی ... بهونش پیدا میشه ... اینم یه بهونه بود.
پ .ن:
این مطلب سایت جهان نیوز بدجوری بهم چسبید ... خصوصا صحبت های آقا در مورد میثم
حال و هوای دلی دارم ...
دوست دارم باز با محمد برویم حرم حضرت معصومه ... باز من یکساعت دیر برسم به قرارمان ... یا محمد یک ساعت زودتر ... و محمد بنشیند و در ایستگاه اتوبوس ...
و وقتی رسیدم ببینم ... محمد درست نشسته در ایستگاه اتوبوس نزدیک ترمینال ... و در حالی که صاف نشسته و به مستقیم نگاه می کند ... لبخندی بزند ...
دوست دارم در آن لحظه محمد از من بپرسد ساعت چند است؟ و من بگویم: ۱۲! و بعد بپرسد: شام خوردی؟ و من بگویم: نه!
فلافلی ... نفری دو تا فلافل بخوریم و بعد آرام ... آرام راه برویم ...
باز با هم آرام برویم ... و کنار جاده ... منتظر ... و از هر تاکسی باز محمد بپرسد : "تا قم چند می گیری؟" و باز همه شان از دم بگویند:" ۴ تومن" و باز محمد به من بگوید: "علی! ... وایستا !! ۳ تومنیش اومد میریم!!"
و آخر سر همان تاکسی چهار تومنی را با هم سوار شویم ... و تو در راه برایم حافظ بخوانی ... من سر تا پا گوش شوم!
...
و بعد با هم برسیم میدان ۷۲ تن! و از آنجا به راننده هزار تومن بدهیم تا حرم!

(پست مشارکتی یعنی این که: نویسنده در پست خود فقط "دغدغه و سوال" را مطرح کرده و منتظر نظرات شماست. )
خیلی دلم گرفته ...
بعضی وقتا وقتی میام تو اینترنت دلم بدجور میگیره ... وقتی می بینم بهترین رفقام اونهایی که انقد بهشون اعتماد دارم انقد جو گیر میشن دلم میگیره ...
دیگه داره حالم از هر چی شبکه اجتماعیه به هم می خوره. خصوصا فیس بوک.
یه موقع یه نفری یه اشتباهی میکنه یه گوشه ای این اونقد مهم نیست ...
کیه که اشتباه نکرده باشه؟ کدوم از ما هستیم که تا به حال هیچ اشتباه و گناهی نکرده باشیم؟!! اما یه موقع ما گناهامون رو با افتخار می زنیم بالا سرمون و در واقع واسشون تبلیغ هم می کنیم. به گناهای خودمون و دیگران like هم می دیم. اینه که خیلی بده.

- یه رفیق داشتم تو رابطه با نامحرم الگوم بود ... خیلی دقیق همه مسائل رو رعایت می کرد ... بعد از یه مدت دیدم تو یکی از سایت های اجتماعی خیلی باز با دخترا صحبت می کنه ... راحت میگه: "گلم! عزیزم!"
بحثم اینه که دوست من رفتارش با نامحرم کاملا تو فضای مجازی متفاوت بود ... تو کامنت های عمومیش. (وارد حوزه خصوصیش اصلا نمی خوام بشم و اصلا اجازه هم ندارم تجسس کنم)
آخه از کسی دیدم که این رفتار برام غیر قابل باوره و الا هزار نفر دیگه ۱۰۰ مرتبه از این جلوتر برن تعجب هم نمی کنم.
- اون یکی برادر عزیزم تو شبکه اجتماعیش زده خواننده مورد علاقه: جنیفرلوپز! و یه عکس نیمه برهنه از اون خانوم هم کنارش.
آخه می شناسمش. آهنگ های محسن یگانه رو بهش می دم میگه حرومه گوش نمیده.
- اون یکی بیرون از پیجش بده "گلشیفته فراهانی" رو میگه که بی حیایی کرده بعدش صفحه ها و عکس هایی رو لایک میکنه که با کار گلشیفته هیچ فرقی نمی کنه!
- اون یکی (از بچه های هیئت حاج محمود) تو صفحه لایک هاش نیگا میکنی از پیج "پارازیت" هست تا پیج "گلشیفته" ... البته یه کم روشن فکر میزد ولی تو این موود ها نبود.
- پیج های فامیل هامون هم که می بینم ... باور کنید اصلا روم نمیشه بگم ما با هم نسبت داریم ... آخه میشناسمشون اصلا این جوری نیستن!!
فقط مورد اخلاقی هم که نیست ... اعتقادیش از اون بدتر! سیاسیش هم ...
به نظر شما چرا این جوریه؟ علت تفاوت میون خود حقیقی و خود فیس بوکی افراد چیه؟!
بدیش اینه که کسایی که یکی دو سال با فیس بوک و این طور فضا ها بودن بعد از یه مدت اصلا عقایدشون هم تغییر می کنه. یعنی اولش جو گیریه بعد از یه مدت دیگه جوگیری نیست و این جو یواش یواش میشه عقیده. یعنی دوستای فیس بوکیم اولش تو جو بودن بعدش اصلا قبح خیلی از بدیا واسشون می ریزه ... عقایدشون تغییر می کنه ... بعد از یه مدت میشینی پای صحبتشون اصلا رفیق قبلیت نیستن.
دلم بد جور گرفته ... واسه کشورم ... برای مردم کشورم ... فرهنگ کشورم ... برای دوستام که خیلی دوستشون دارم ... برای خودم!
منتظرم صحبت هاتون رو بشنوم.
سوالاتی از ساکتین فتنه که جبهه پایداری را محکوم به بولتن سازی و تخریب می کنند:
چه گونه است که در مقابل جریانی که در فتنه ۸۸ در مقابل انقلاب اسلامی قرار گرفته بودند مهر سکوت بر لب زدید و علی رغم امر رهبری انقلاب باز رسانه هایتان سوت و کور بود و حتی تا مدت ها به صورت غیر مستقیم از فتنه حمایت کردید!
آیا ترسیدید خود را خرج این انقلاب کنید؟ آیا گفتید اگر "سید علی خامنه ای" آبروی خود را در فتنه در معرض خطر بگذارد مهم نیست؟
آیا عافیت طلبی کردید و خواستید در معرض تهمت ها قرار نگیرید؟ مگر نه این است که همواره ما باید سنگری برای رهبری باشیم؟ مگر نه این است که ما باید خرج رهبری و انقلاب شویم؟ پس چگونه سکوت کردید؟
و دردمندانه تر این که همان ساکتان دیروز ، امروز در مقابله با جبهه پایداری فریاد بر آورده اند و ناجوانمردانه از هیچ تلاشی در جهت تخریب فرو گزاری نمی کنند!
سوال این است: چه شد که امروز صدای ساکتان دیروز تا فرسنگ ها آن طرف تر شنیده می شود؟
آیا باور کنیم که این حنجره ها و قلم ها که در هنگام دستور رهبری خاموش و ساکت بوده اند به نا گاه احساس وظیفه کرده اند؟
چگونه است که ساکتان در فتنه، امروز در مقابل جبهه شکل گرفته تحت لوای آیت الله مصباح هر روزه بدترین توهین ها را می کنند؟
آیا خطر جبهه پایداری را از فتنه گران بیشتر می دانند؟ اگر این گونه است چطور بر وحدت با آنان تاکید می کنند؟
چطور در مقابل فتنه گران ساکت ایستادند و امروز در مقابل جبهه پایداری قلم فرسایی می کنند!
آیا این رفتار شایسته شماتت نیست؟
چگونه می توان آوای خوش وحدت سر داد و در نهایت به کوچکترین ملزومات وحدت پایبند نبود؟ و نا جوان مردانه بد ترین ترور شخصیت را نمود!
منظور از وحدت چیست؟
آیا رواست که در مقابل این هجمه تبلیغاتی بر جبهه پایداری چشم ببندیم؟
و حتی به جبهه پایداری اجازه دفاع از خود را هم ندهیم. و چنانچه از خود دفاع نمود او را محکوم به بولتن سازی کنیم!!
کدام سخن از این بولتن در تخریب حضرت آیت الله مهدوی کنی بود؟ چرا استدلال خود را نمی گویید؟
و اساسا اگر این جزوه تخریب گرانه است!! که خود نیز می دانید نیست پس با این سخنان که در رسانه هایتان مطرح شده است چه می گویید؟
۱- شروع تخریب از ماه ها قبل از انتخابات:
به عنوان نمونه این مقالات فقط و فقط در فاصله ۱۰ تا ۱۳ مهر در روزنامه تهران امروز بر ضد جبهه پایداری منتشر شده:
صفحه ۶ یکشنبه (۱۰ مهر)
صفحه ۱ و ۲ و ۶ دوشنبه (۱۱ مهر)
و ...
جالب اینجاست که روزنامه تهران امروز معمولا دارای یک صفحه در بررسی مسائل سیاست داخلی است اما در مورد جبهه پایداری به علت کمبود فضا از صفحه مربوط به سیاست خارجه این روزنامه هم استفاده شده تا مقالات بر ضد جبهه پایداری چاپ شود.
۲- انتشار مطالب دروغین و تحریف سخنان:
۱- چندی پیش سایت فردا منسوب به شهردار تهران مطالبی کذب را به نقل از حجت الاسلام آشتیانی نماینده محترم مردم قم در مجلس شورای اسلامی نقل کرده بود که با واکنش شدید این نماینده روحانی روبرو شد به گونه ای که ایشان اظهار داشتند: به طور کلی اعتمادم از این سایت سلب شد و به هیچ وجه دیگر اعتمادی به آن ندارم.
۲- پس از انتشار مصاحبه ای تحریف شده از حجت الاسلام سیدجلال یحیی زاده در سایت خبری منسوب به شهردار تهران، ایشان در گفت وگو با خبرنگار "بی باک" ضمن انتقاد از تحریف سخنانش اظهار داشت: وقتی انتشار این مصاحبه را با چنین تیتر و محتوایی به من اطلاع دادند؛ واقعا بسیار متاثر و متاسف شدم برای اینکه این نوع جملات و ادبیات درباره جبهه پایداری تا کنون هرگز از زبان من جاری نشده است.
۳- حجت الاسلام سالک، سخنگوی جامعه روحانیت مبارزه نیز با انتقاد شدید از نحوه انتشار سخنان خود در سایت خبری ارگان قاليباف تاکید کرد: بنده اعضای جبهه پایداری را قطعا از اضلاع جبهه اصولگرایی میدانم و شاگردی و همراه اساتید بزرگی مانند حضرت آیتالله مصباح یزدی را در این ۴۰ سال برای خود افتخار میدانم. ایشان با انتقاد شدید از نحوه انتشار سخنان خود در یک سایت خبری منتسب به قالیباف اظهارداشت: من این سایت و برخی دیگر از سایتهایی را که به دنبال اغراض سیاسی خود هستند را نصحیت میکنم که دست از این کارها خود بردارند.
۴- تحریف سخنان آقای صفار هرندی در خبر گزاری مهر و انتخاب تیتر تحریف کننده از مقصود گوینده
و ...
۳- انتشار صد ها عنوان تخریب:
این عناوین فقط برخی از مطالب گفته شده توسط ساکتین فتنه است که از سایت های شفاف ، فردا و تهران امروز استخراج شده:
«نوع نگاه جبهه پایداری افراطی، تند و خشن است»
«وحدت شکنان اصولگرا نیستند»
«جبهه پایداری و تعصب اخباریمآبانه»
«جبهه پايداري خطرناك است»
«تحلیل فدایی از کودتای نرم جبهه پایداری در مجلس»
«جبهه پایداری؛ خودخواهانی که دیر رسیدند!»
«اکثر موسسان جبهه پایداری زحمتی برای انقلاب نکشیدند»
«جبهه پایداری غیر قانونی است»
«جبهه پایداری جذب پول جریان انحرافی شد»
«اخراجیهای دولت ماموریت انتخاباتی دارند»
«پردهبرداری از عقد اخوت جبهه پایداری و جریان انحرافی»
«کاسبین فتنه چه کسانی هستند؟»
«کردانیسم آقاتهرانی؛ سوء استفاده از وجهه آیتالله بهجت»
«درآمد محصولی باید مورد رسیدگی قرار گیرد»
«حسین فدایی از انتخابات مجلس، برنامههای جریان انحرافی و جبهه انحصارطلب میگوید/ جبهه پایداری نقش اصلاحطلبان را بازی میکند»
«انتقاد شدید نواب از افرادی که "نان فتنه" را میخورند»
«کاسبین فتنه دیروز و ساکتین فتنه امروز»
«ایستگاه پایانی وحدتشکنان»
«آقای گرینکارت در انتخابات شرکت خواهد کرد»
و ...
علاوه بر آن دیدن این لینک ها در تخریب هم که در تخریب جبهه پایداری جالب است:
+ ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ،+ ، + ،
+ ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ،+ ، + ، + ، + ،
حال سوال این است: از کدام تخریب سخن می گویید؟